کد خبر: ۱۵۸۲۷۹
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
صبح امروز جلسه رسیدگی به پرونده قتل با حضور فرد متهم و اولیای دم مقتول در شعبه ده مجتمع کیفری یک تهران به ریاست قاضی قربانزاده برگزار شد.

صبح امروز جلسه رسیدگی به پرونده قتل با حضور فرد متهم و اولیای دم مقتول در شعبه ده مجتمع کیفری یک تهران به ریاست قاضی قربانزاده برگزار شد.

قاتل: غرور لعنتی ام اجازه نمی داد بگویم مورد آزار جنسی قرار گرفتمبه گزارش خبرنگار عصرایران، در این جلسه مادر مقتول ضمن تقاضای قصاص بیان داشت: قاتل دوست صمیمی پسرم بود و آن ها اصلا با هم اختلافی نداشتند و پسرم فقط بیست سالش بود و اصلا نمی دانم قاتل با چه انگیزه ای پسر مرا کشته است.

در ادامه دادگاه متهم در جایگاه قرار گرفت و پس از تفهیم اتهامات مبنی بر مباشرت در قتل عمد و جنایت بر میت از طریق سوزاندن جسد و سرقت اموال مقتول، اظهار داشت: همگی اتهامات را قبول دارم ولی هدف من از برداشتن کیف، موبایل و انگشتر مقتول سرقت نبوده، بلکه برای شناسایی نشدن جنازه آن ها را برداشتم.

متهم در پاسخ به این سوال که "انگیزه ات از قتل چه بوده" پاسخ داد: من دیگر صبرم تمام شده بود، زیرا مدتی بود که مورد آزار و اذیت جنسی از سوی مقتول قرار می گرفتم.


آن شب تصمیم داشتم که با او صحبت کنم و رفاقتم را برای همیشه پایان دهم، به همین منظور ما به اتوبان فرودگاه امام رفتیم و هرچقدر من او صحبت کردم، او نمی پذیرفت و همچنان مرا تهدید می کرد.

در نهایت یک ضریه چاقو به او زدم و پس از آن که دیدم او فوت کرده، زمین را کندم و او را به داخل آن انداختم از ماشین بنزین کشیدم و رویش ریختم و او را آتش زدم تا اثری از او باقی نماند.

من واقعا آن شب، خودم نبودم و اصلا نمیدانم چطور توانستم آن کارها را بکنم، واقعا جوش آورده بودم.

سپس قاضی قربانزاده از او پرسید که تو چرا اصلا حاضر شدی که او با تو چنین رفتار و کارهایی را بکند و چطور اجازه دادی؟

متهم در پاسخ گفت: من یکبار در منزل آن ها به حمام رفتم که به یکباره مقتول از بدن لخت من عکس گرفت و پس از آن ماجرا مرا تهدید می کرد که این عکس را پخش می کنم و تهمت های ناروایی به تو می زنم، من نیز به ناچار تن به خواسته های او دادم، اما دیگر از این وضعیت خسته شده بودم و زمانی که به او گفتم هرکاری دلت می خواهد بکن، او شروع به تهدید جدیدی نسبت به خواهر من کرد و حتی خیلی وقت ها آمار رفت و آمد خواهرم را به من می داد که نهایتا من دیگر طاقت نداشتم و آن شب رفتم که با او اتمام حجت کنم و آن اتفاق پیش آمد.

در پایان به دلیل نیاز به تحقیقات بیشتر و اخذ نظر یک مطلع، رسیدگی به جلسه بعد موکول شد.


در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
15:54 - 1398/02/25
0
0
سزای چنین بی عفتی ها فقط مرگه. همون بهتر که به درک واصل شده. البته اگر واقعا تجاوزی صورت گرفته باشه.
نام:
ایمیل:
* نظر:
+ عکس و فیلم
پربیننده ترین
پربحث ترین
Histats.com START (hidden counter) Histats.com END